تجربه تلخ امروز
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 3:07
بدترین اتفاق تو زندگی هر آدمی میتونه این باشه که فکر و نظر و رایت رو دو دستی تحویل یکی دیگه بدی و از اون طرف منتظر حمایت باشی اما...اما سربزنگاه پشتت خالی بشه...❗️امروز در جلسه دفاع از پروپوزال دکتری همچین موقعیتی رو تجربه کردم...
فقط سلام...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
فاللهُ خَیر حافظاً و هو ارحَمُ الراحِمین.لا حول و لا قوه ما الا به غیر الله نیست. هم اویی که العلی و العظیم است و هوایمان را دارد. هم اویی که احساس حضورش رافع دلخستگی های ماست. هم اویی که عطایش از رزاق بودنش است و نداندش از حکمتش. هم اویی که هرگاه از او دور شدیم به هیچ چیز نزدیک نشدیم. هم اویی که ح
عذرخواهی...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
سلام. من کسی نیستم. خودمو شخص خاصی نمی دونم که بخوام از دیگران انتقاد کنم یا احیانا اون ها رو مسخره کنم. ی دوست محترم! نمیدونی اون شب چی به من گذشت وقتی اون ایمیل رو بهم زدی. کلافه بودم و بهم ریخته. هرچی گفتم از عقل نبود و کاملا بی عقلی بود... فقط عذر میخوام. از من بپذیر این اشتباهم رو... [ شنبه بیس...
کارهای بی فایده...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
تا حالا 10 تا گروه تو تلگرام درست کردم متشکل از اقوام و خویشان. هیچ کدومشون به سرانجام نرسید. هدف نزدیک کردن آدمها از فواصل دور بود. آخرش به این نتیجه رسیدم که بی فایده ترین کار دنیا همینه، صله رحم از راه دور غیر ممکنه! [ یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 0:34 ] [ میثم ]
خیلی سخته...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
نزدیکه 2 هفته س که پسر کوچولو مریضه. مثل یه پیرمرد سرفه میکنه، اینقدر که وقتی شیر میخوره بالا میاره. 2 هفته س که زندگی من و بانو کاملا تحت تأثیر قرار گرفته، درست زمانی که من باید درس بخونم و به درسام برسم... کلاً از اول سال هیچی سر جاش نیست... خیلی خوشبین نیستم به امسال... بهارش اینطوری باشه، نه امس...
مدرسه س مگه؟!!!
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
یکی از درسام استاد وقتی میاد سر کلاس شروع میکنه جزوه گفتن و باید هم یادداشت کنی. یه جورایی دیکته میگه. خیلی عذاب آور و خجالت آوره... مثلاً این استاد دکتریه برا خودش. اگه دفتر یادداشتش که یه تقویمه رو ازش بگیری، هنگ میکنه چی بگه. بدتر اونایی هستن که جا میمونن و مدام میگن: استاد! کلمه قبلی چی بود؟!!!!...
به خاطر نمره...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
درس خوندن خوبه، مهم نیست تو چه مقطعی. اینی که میگم یه درد مشترکه. لجم میگیره به خاطر نمره و ایضاً شهریه مجبورم در برابر اراجیف برخی اساتید ساکت بمونم و هیچی نگم... [ جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ ] [ 17:55 ] [ میثم ]
استاد فهیم...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
پنجشنبه هفته پیش در سر کلاس با استاد به بحث پرداختم. به گمونم دارم علمی حرف میزنم اما وقتی آخرش استاد بهم گفت: اینجا حرف آخر رو من میزنم فهمیدم که باطن با ظاهر و ژست واقعا میتونه فرق داشته باشه پ.ن: احتمالاً برای این ترم بتونم یک واحد تدریس کنم. احتمالاً مبانی علم سیاست در دوره کارشناسی. خیلی هیجان ...
نشد که بشه!
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
نشد که بشه تدریس کنم؛ امون از پارتی... که نداشتم... ولی برای این ترم عزم جدی دارم؛ منتظرم تا ببینم تاریخ آزمون جامع برای کی تعیین میشه. من اسمشو گذاشتم "غول تمام آزمون ها"!. منو یاد غول آخر قارچ خور میندازه...همون موقع هم وعده سر خرمن میدادن بهمون؛ جایزه کشتن غول آخر بازی این بود که دختری زیبا روی م...
رستگاری در 15 تیر...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
سلام. تاریخ آزمون جامع شد 15 تیر... پ.ن: من خیلی سختی کشیدم برای اینکه به اینجا برسم؛ تقریباً از جوونی هیچی نفهمیدم؛ همش به پای سختی رفت... وضع پدر خوب و من لجباز...
فاصله زیادی است...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 1:36
فاللهُ خَیر حافظاً و هو ارحَمُ الراحِمین.لا حول و لا قوه ما الا به غیر الله نیست. هم اویی که العلی و العظیم است و هوایمان را دارد. هم اویی که احساس حضورش رافع دلخستگی های ماست. هم اویی که عطایش از رزاق بودنش است و نداندش از حکمتش. هم اویی که هرگاه از او دور شدیم به هیچ چیز نزدیک نشدیم. هم اویی که ح